شهدا |
سلام.
«استاد محمد قورچانی در دوم فروردین ماه 1331 در محله خوزان خمینی شهر اصفهان چشم به جهان گشود. پس از طی دوران کودکی و نوجوانی و ادامه تحصیل جهت اخذ مدرک دیپلم به تهران عزیمت نمود و در سال 1348 تکواندو را نزد استاد کره ای به نام جونگ که دان شش داشت فراگرفت.
در سال 1350 پس از بازگشت از تهران بنیانگذار تکواندو و در اصفهان شد و باشگاه ورزشی والعصر را در سه راه ملک شهر تأسیس کرد و در بین شاگردان به استاد (قوچانی) معروف شد. ایشان کلاس را با قرائت سوره والعصر شروع می کرد و برای شاگردان از پرورش روح جوانمردی و فتوت سخن می گفت. استاد بسیار در کلاس جدی و متناسب با روحیات شاگردان با آنها ارتباط برقرار می کرد. استاد در سال 1355 ازدواج نمودند که ثمره ی این ازدواج دو پسر و یک دختر به نامهای امیر (دارای مدرک دکترای داروسازی)و حسین (لیسانس مکانیک) و زهرا (لیسانس مامایی) شدند.
پس از درگیری در فلسطین و لبنان، ایشان به همراه شهید دکتر چمران و تعدادی از ورزشکاران با شگاه به عنوان یک چریک به لبنان رفت و به آموزش نیروهای فلسطینی و مبارز اسرائیل غاصب پرداخت و در آنجا به ابوفاضل معروف شد.
پس از حمله عراق به ایران در سال 1359، به همراه جمعی از ورزشکاران باشگاه (کمربند مشکی ها) در ابتدایی ترین روزهای جنگ در جبهه حاضر شد و به همراه دکتر شهید چمران نقش بسزایی در سازماندهی اوضاع داشت. ایشان فرمانده گردان تیپ 25 کربلا بود و سرانجام در تاریخ 3/1/1361 در عملیات فتح در جبهه شوش به درجه رفیع شهادت نائل آمد.پیکر ایشان درتهران وسپس در اصفهان تشییع شد وسر انجام در گلزار شهیدان شهرستان خمینی شهر به خاک سپرده شد. از شاگردان بزرگ ایشان می توان به مرحوم حاج زمان خلیلیٍٍ و استاد عباس خسروی اشاره کرد.
ازدیگر شاگردان شهید استاد محمد قوچانی اولین رئیس فدراسیون تکواندو، ریاست فعلی فدراسیون و دو تن از کارگردانان سینمای دفاع مقدس، (ابوالقاسم طالبی و مجتبی راعی) و بسیاری از داوران و مربیان رده بالای فدراسیون تکواندو کشور را می توان نام برد.»
این قدر بهم چسبید که همه اش را کپی کردم اینجا؛ این هم نشانی اصلش:
http://irvani.com/weblog/?p=430
ممد نبودی
ببینی شهر آزاد
گشته
خون یارانت پرثمر گشته
آه و واویلا کو
جهانآرا؟
نور دو چشم تاج سر
ما
امیدم گشته ناامید بعد از هجر تو
یاران میآیند اندر پی
تو
موسوی آمد در پیات استقبالش کن
به دشت
رضوان تو مهمانش
کن
آه و واویلا کو جهانارا؟
نور دو چشم تاج سر ما
بخشی از
وصیت نامه محمد جهان آرا
…
هر ساله گوشه ای از فعالیت های دانش آموزی و برنامه های دبیرستان مفید به یادبود و بزرگداشت شهدای آن اختصاص دارد. بچه ها در هر پایه و دوره ای منتظر هفته ی شهدا می مانند تا یادی از هم مدرسه ای های قدیمشان بکنند. این یاد با نزدیک شدن هفته شهدا قوت می گیرد و با پایان یافتن آن طبیعتا کم رنگ می شود.
جا دارد تا در فضای بزرگ دبیرستان مفید قسمتی را به عنوان نمایشگاه دایمی شهدا و یا فعالیت های دانش آموزی با موضوع گرامی داشت یاد شهدای دبیرستان اختصاص دهیم. این نمایشگاه می تواند یک فضای حقیقی یا مجازی باشد که هر زمان کسی قصد یادکردن و به یادآوردن شهدا را داشت (میهمانان خارج از مدرسه، هم رزمان، خانواده ها وفارغ التحصیلان و دانش آموزان) با مراجعه ی به آن، یادی از شهدا تازه گرداند و مروری بر خاطرات خود نماید.
این نمایشگاه دایمی می تواند یک اثر دیواری (برجسته یا مسطح) باشد که در محلی مناسب با ابزارها و وسایل متفاوت اجرا شده، با نورپردازی و استفاده از تمهیدات تبلیغاتی خاص به معرض نمایش عموم گذاشته شود.
در این یادبود:
معرفی تمامی شهدا به طور مختصر (تصویر / نام / تولد / شهادت / دوره)
معرفی و مروری بر هفته شهدا (المان ها / یادبودها / نمادها و پوسترها)
معرفی مفاهیم عاشورایی و دفاع مقدس
خط مشی اصلی این یادبود از لحاظ ساختار مفهومی تأکید بر دو جریان اصلی حیات فکری شیعه (خط سرخ شهادت / خط سبز انتظار) تلفیقی از پرچم ایران
نموداری از موقعیت سنی و ساختار تاریخی دبیرستان مفید در دوران جنگ تحمیلی
حضور بعضی نمادهای قدیمی و دهه ی شصت برای خاطره سازی و ایجاد ذهنیت واقعی برای آیندگان
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|